آشنایی با انواع الگوهای قیمتی در تحلیل تکنیکال

انواع الگوهای قیمتی در تحلیل تکنیکال ، راکیمو
الگوهای قیمتی در تحلیل تکنیکال ابزارهای مهمی هستند که به تحلیل‌گران و معامله‌گران کمک می‌کنند تا حرکات بعدی قیمت را پیش‌بینی کنند. این الگوها بر اساس داده‌های تاریخی قیمتی و حجم معاملات شکل می‌گیرند و به عنوان نمایشی از رفتار تکرارشونده بازار عمل می‌کنند. الگوهای قیمتی به دو دسته اصلی تقسیم می‌شوند: الگوهای بازگشتی و الگوهای ادامه‌دهنده. الگوهای بازگشتی، تغییر احتمالی در جهت روند فعلی را نشان می‌دهند، در حالی که الگوهای ادامه‌دهنده نشان‌دهنده تداوم روند موجود پس از یک دوره تثبیت هستند. تشخیص دقیق این الگوها نیازمند دقت و تجربه است، زیرا کوچک‌ترین جزئیات می‌تواند تأثیر بسزایی بر نتیجه تحلیل داشته باشد. استفاده از الگوهای قیمتی در کنار سایر ابزارهای تحلیل تکنیکال مانند شاخص‌های تکنیکال، خطوط روند و حجم معاملات، می‌تواند به معامله‌گران کمک کند تا تصمیمات بهتری در مورد زمان ورود و خروج از معاملات بگیرند. با تمرین و تکرار، تحلیل‌گران می‌توانند مهارت‌های خود را در تشخیص و استفاده از این الگوها بهبود بخشیده و در بازارهای مالی موفق‌تر عمل کنند.

آشنایی با الگوهای قیمتی در تحلیل تکنیکال

در تحلیل تکنیکال، الگوهای قیمتی از اهمیت بالایی برخوردارند و به عنوان ابزارهای اصلی برای شناسایی و پیش‌بینی حرکت‌های قیمتی در بازارهای مالی استفاده می‌شوند. در ادامه، هر یک از الگوهای قیمتی در فارکس به طور کامل توضیح داده شده‌اند.

انواع الگوهای بازگشتی در تحلیل تکنیکال

الگوهای بازگشتی (الگوهای Reversal Pattern) در تحلیل تکنیکال به عنوان شاخص‌هایی کلیدی برای شناسایی تغییرات احتمالی در جهت روندهای قیمتی عمل می‌کنند. الگوهای بازگشتی در انتهای یک روند صعودی یا نزولی تشکیل می‌شوند و نشان‌دهنده احتمال بازگشت روند و حرکت قیمت در جهت مخالف هستند. برخی از شناخته‌شده‌ترین الگوهای بازگشتی عبارتند از الگوی سر و شانه، الگوی دو قله ، الگوی دو دره، الگوی سه قله، الگوی سه دره، و الگوی کف گرد ، الگوی سقف گرد. مثلاً در الگوی سر و شانه، سه قله شکل می‌گیرد که قله وسطی (سر) بالاتر از دو قله دیگر (شانه‌ها) است، و با شکست خط گردن، نشانه‌ای از آغاز روند نزولی است.

تشخیص صحیح الگوهای بازگشتی می‌تواند به معامله‌گران کمک کند تا نقاط مناسبی برای خروج از معاملات فعلی یا ورود به معاملات جدید در جهت مخالف روند فعلی بیابند. این الگوها به همراه حجم معاملات، که می‌تواند قدرت حرکت جدید را تأیید کند، یک ترکیب قدرتمند برای برنامه‌ریزی و اجرای استراتژی‌های معاملاتی موفق محسوب می‌شوند. معامله‌گران با استفاده از الگوهای بازگشتی قیمت و دیگر ابزارهای تحلیل تکنیکال، می‌توانند نقاط حساس بازار را شناسایی کرده و با دقت بیشتری در تصمیم‌گیری‌های خود عمل کنند.

الگوی سر و شانه (Head and Shoulders)

الگوی سر و شانه ( الگوی Head and Shoulders) یکی از مهم‌ترین و شناخته‌شده‌ترین الگوهای بازگشتی در تحلیل تکنیکال است که به معامله‌گران کمک می‌کند تا تغییرات احتمالی در روند بازار را شناسایی کنند. الگوی سر و شانه در انتهای یک روند صعودی شکل می‌گیرد و شامل سه قله است( قله وسطی که به عنوان سَر شناخته می‌شود و از دو قله دیگر که به نام شانه‌ها هستند، بلندتر است). شانه‌ها معمولاً در سطح قیمتی مشابه یا نزدیک به هم قرار دارند و به عنوان نقاط مقاومت عمل می‌کنند. خط گردن (Neckline) که از نقاط پایینی بین شانه‌ها رسم می‌شود، به عنوان سطح حمایتی عمل می‌کند و شکست آن نشانه‌ای از تکمیل الگوی سر و شانه و احتمال تغییر روند به سمت نزولی است.

حجم معاملات در الگوی سر و شانه نقش کلیدی دارد؛ به ویژه افزایش حجم در زمان شکست خط گردن، تأیید کننده قدرت الگوی سر و شانه و احتمال موفقیت آن است. معامله‌گران معمولاً پس از تأیید شکست خط گردن، وارد موقعیت‌های فروش می‌شوند، زیرا انتظار دارند قیمت به سمت پایین حرکت کند. الگوی Head and Shoulders به دلیل قابلیت پیش‌بینی دقیق تغییر روند و سادگی در شناسایی، یکی از ابزارهای محبوب در تحلیل تکنیکال است و در کنار سایر شاخص‌ها و ابزارهای تحلیل، به بهبود استراتژی‌های معاملاتی کمک می‌کند.

الگو سر و شانه در تحلیل تکنیکال - راکیمو

الگوی سر و شانه معکوس (Inverse Head and Shoulders)

الگوی سر و شانه معکوس ( الگوی Inverse Head and Shoulders) یکی از قوی‌ترین الگوهای بازگشتی صعودی در تحلیل تکنیکال است که در انتهای روندهای نزولی تشکیل می‌شود. این الگو از سه دره تشکیل شده است؛ دره وسط (سر) که پایین‌تر از دو دره دیگر (شانه‌ها) قرار دارد. شانه‌های الگوی سر و شانه معکوس تقریباً در یک سطح هستند و فاصله زمانی بین هر دو شانه باید مشابه باشد. خط گردن در الگوی سر و شانه معکوس از نقاط اوج بین سر و شانه‌ها رسم می‌شود. هنگامی که قیمت از این خط گردن عبور کند، الگوی سر و شانه معکوس تکمیل شده و نشان‌دهنده بازگشت احتمالی روند به سمت صعودی است.

اهمیت حجم معاملات در الگوی Inverse Head and Shoulders نیز حائز اهمیت است؛ افزایش حجم در زمان شکسته شدن خط گردن، تأیید محکمی برای الگوی سر و شانه معکوس محسوب می‌شود. معامله‌گران معمولاً پس از تأیید الگوی Inverse Head and Shoulders وارد موقعیت‌های خرید می‌شوند، چرا که انتظار دارند قیمت به سمت بالا حرکت کند. استفاده از الگوی سر و شانه معکوس همراه با دیگر ابزارهای تحلیل تکنیکال می‌تواند به معامله‌گران کمک کند تا به طور دقیق‌تری نقاط ورود و خروج از معاملات را تعیین کنند و از تغییرات بازار بهره ببرند.

الگو سر و شانه معکوس - راکیمو

الگوی Double Top

الگوی سقف دوقلو ( الگوی Double Top) یکی از الگوهای بازگشتی محبوب در تحلیل تکنیکال است که معمولاً در انتهای یک روند صعودی تشکیل می‌شود و نشان‌دهنده احتمال تغییر جهت قیمت به سمت نزولی است. این الگوی Double Top از دو قله تشکیل شده است که در یک سطح قیمتی یا تقریباً در یک سطح قرار دارند و بین این دو قله، یک دره به وجود می‌آید. قله‌ها نشان‌دهنده سطحی هستند که بازار دو بار نتوانسته آن را به طور پایدار بشکند، و این سطح به عنوان مقاومت قوی عمل می‌کند. شکست سطح حمایتی که دره را از قله‌ها جدا می‌کند، نشانه تکمیل الگوی سقف دوقلو است و می‌تواند یک سیگنال فروش قوی برای معامله‌گران باشد.

حجم معاملات نیز نقش مهمی در تأیید الگوی سقف دوقلو دارد؛ کاهش حجم در زمان تشکیل قله دوم و افزایش آن هنگام شکست خط حمایتی، تأییدی بر قدرت الگوی Double Top است. معامله‌گران از این الگو برای شناسایی زمان مناسب برای خروج از موقعیت‌های خرید و ورود به موقعیت‌های فروش استفاده می‌کنند. الگوی Double Top ، همراه با دیگر شاخص‌های تکنیکال، می‌تواند به کاهش ریسک و افزایش بازدهی در استراتژی‌های معاملاتی کمک کند.

الگو دو قله در تحلیل تکنیکال - راکیمو

الگوی Double Bottom

الگوی کف دوقلو ( الگوی Double Bottom) یک الگوی بازگشتی صعودی مهم در تحلیل تکنیکال است که در پایان یک روند نزولی ظاهر می‌شود و نشان‌دهنده احتمال افزایش قیمت‌ها به سمت بالا است. الگوی Double Bottom از دو دره تقریباً در یک سطح قیمتی یا نزدیک به آن تشکیل شده که بین آن‌ها یک قله وجود دارد. دره‌ها سطح حمایتی قوی را نشان می‌دهند که بازار دوبار تلاش کرده است تا از آن عبور کند اما موفق نشده است، بنابراین این سطح به عنوان یک حمایت قوی عمل می‌کند. هنگامی که قیمت از سطح مقاومت که توسط قله بین دره‌ها تشکیل شده است، عبور کند، الگوی کف دوقلو تکمیل می‌شود و معمولاً یک سیگنال خرید قوی برای معامله‌گران ارائه می‌دهد.

حجم معاملات نیز در تأیید الگو کف دوقلو نقش مهمی دارد؛ افزایش حجم هنگام شکسته شدن خط مقاومت، قدرت و اعتبار الگوی دو دره را بیشتر می‌کند. معامله‌گران با استفاده از الگوی Double Bottom ، می‌توانند نقاط ورود مناسبی برای خرید تعیین کنند و انتظار دارند که قیمت پس از تأیید الگوی Double Bottom، به روند صعودی خود ادامه دهد. ترکیب الگوی دو دره با سایر شاخص‌های تکنیکال، به معامله‌گران کمک می‌کند تا تصمیمات معاملاتی دقیق‌تر و آگاهانه‌تری بگیرند و از فرصت‌های سودآور بازار بهره‌مند شوند.

الگو دو دره در تحلیل تکنیکال - راکیمو

الگوی Triple Top

الگوی سقف سه قلو (الگوی Triple Top) یکی از الگوهای بازگشتی مهم در تحلیل تکنیکال است که به ویژه در پایان یک روند صعودی شکل می‌گیرد و نشانه‌ای از احتمال تغییر روند به سمت نزولی است. الگوی Triple Top شامل سه قله تقریباً در یک سطح قیمتی است که توسط دو دره بین آن‌ها جدا می‌شود. قله‌های سه‌گانه نشان‌دهنده یک سطح مقاومت قوی هستند که بازار سه بار تلاش کرده است تا از آن عبور کند ولی موفق نشده است، و این نشان‌دهنده ضعف در ادامه روند صعودی است. شکست سطح حمایتی که دره‌ها را از قله‌ها جدا می‌کند، تأییدکننده تکمیل الگوی Triple Top و نشانه‌ای از تغییر جهت روند به سمت پایین است.

حجم معاملات در الگوی سه قلو ( الگوی سه قله ) نیز از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است؛ کاهش حجم در زمان تشکیل قله‌های دوم و سوم و افزایش حجم هنگام شکست خط حمایتی، به تأیید اعتبار و قدرت الگوی Triple Top کمک می‌کند. معامله‌گران معمولاً پس از تأیید شکست حمایت، وارد موقعیت‌های فروش می‌شوند تا از حرکت نزولی قیمت بهره‌برداری کنند. الگوی Triple Top به دلیل قابلیت پیش‌بینی تغییرات روند و سادگی در شناسایی، ابزار مفیدی برای بهبود استراتژی‌های معاملاتی و کاهش ریسک است.

الگو سه قله در تحلیل تکنیکال - راکیمو

الگوی Triple Bottom

الگوی کف سه قلو ( الگوی Triple Bottom) یکی از الگوهای بازگشتی مهم در تحلیل تکنیکال است که در انتهای یک روند نزولی تشکیل می‌شود و به عنوان نشانه‌ای از احتمال تغییر روند به سمت صعودی شناخته می‌شود. الگوی Triple Bottom شامل سه دره است که تقریباً در یک سطح قیمتی یا نزدیک به آن قرار دارند و توسط دو قله که بین دره‌ها تشکیل شده‌اند، جدا می‌شود. دره‌های سه‌گانه نشان‌دهنده یک سطح حمایتی قوی هستند که بازار سه بار تلاش کرده است تا آن را بشکند، اما موفق به عبور از آن نشده است. الگوی سه دره (الگوی کف سه قلو) زمانی تکمیل می‌شود که قیمت از سطح مقاومت که توسط قله‌های بین دره‌ها تشکیل شده است، عبور کند. حجم معاملات در این الگوی Triple Bottom نیز نقش حیاتی دارد؛

  نکات مهم برای تریدرهای تازه کار

افزایش حجم در زمان شکسته شدن خط مقاومت، تأیید قدرت و اعتبار الگو را به همراه دارد و نشان‌دهنده تغییر جدی در روند بازار است. معامله‌گران معمولاً پس از تأیید شکست سطح مقاومت، وارد موقعیت‌های خرید می‌شوند، چرا که انتظار می‌رود قیمت به روند صعودی خود ادامه دهد. الگوی سه دره، به همراه سایر ابزارها و شاخص‌های تکنیکال، به معامله‌گران کمک می‌کند تا نقاط ورود و خروج بهینه‌تری را شناسایی کرده و از فرصت‌های بازار بهره‌برداری کنند.

الگو سه دره در تحلیل تکنیکال - راکیمو

الگوی کف گرد (Rounding Bottom)

الگوی کف گرد (الگوی Rounding Bottom)، که به آن الگوی فنجان یا کف گرد نیز گفته می‌شود، الگوی کف گرد یکی از الگوهای بازگشتی صعودی در تحلیل تکنیکال است که به ویژه در انتهای روندهای نزولی طولانی‌مدت ظاهر می‌شود. الگوی Rounding Bottom به شکل یک منحنی ملایم و گرد در نمودار قیمتی نمایش داده می‌شود و نشان‌دهنده تغییر تدریجی از روند نزولی به روند صعودی است. فرآیند شکل‌گیری الگوی Rounding Bottom به طور معمول شامل سه مرحله است: ابتدا قیمت به طور مداوم کاهش می‌یابد و در پایین‌ترین سطح، به یک کف نسبی می‌رسد. سپس، روند نزولی متوقف می‌شود و قیمت به آرامی به سمت بالا حرکت می‌کند، که منجر به تشکیل یک منحنی ملایم و گرد می‌شود.

در نهایت، قیمت از سطح مقاومت بالایی این منحنی عبور می‌کند و روند صعودی جدیدی آغاز می‌شود. حجم معاملات در الگوی کف گرد نقش کلیدی دارد؛ کاهش حجم در مرحله نزولی و افزایش حجم در مرحله صعودی می‌تواند تأییدکننده قدرت الگوی Rounding Bottom باشد. معامله‌گران معمولاً پس از عبور قیمت از سطح مقاومت بالایی کف گرد و مشاهده افزایش حجم، وارد موقعیت‌های خرید می‌شوند تا از تغییر روند به سمت صعودی بهره‌برداری کنند. الگوی کف گرد به دلیل قابلیت پیش‌بینی تغییرات طولانی‌مدت در روند بازار، ابزار مفیدی برای شناسایی فرصت‌های سرمایه‌گذاری و برنامه‌ریزی استراتژی‌های معاملاتی به شمار می‌آید.

الگو کف گرد در تحلیل تکنیکال - راکیمو

الگوی سقف گرد (Rounding Top)

الگوی سقف گرد (الگوی Rounding Top)، که به آن الگوی فنجان برعکس یا کف گرد معکوس نیز گفته می‌شود، یکی از الگوهای بازگشتی نزولی در تحلیل تکنیکال است که به ویژه در انتهای روندهای صعودی طولانی‌مدت ظاهر می‌شود و نشان‌دهنده تغییر تدریجی به سمت روند نزولی است. این الگوی Rounding Top به شکل یک منحنی ملایم و گرد در نمودار قیمتی نمایش داده می‌شود و به‌طور معمول شامل سه مرحله است: ابتدا قیمت به طور مداوم افزایش می‌یابد و در بالاترین سطح، به یک قله نسبی می‌رسد. سپس، روند صعودی متوقف می‌شود و قیمت به آرامی شروع به کاهش می‌کند که منجر به تشکیل یک منحنی گرد و تدریجی در بالای نمودار می‌شود.

در نهایت، قیمت از سطح حمایتی پایین‌تری که زیر قله گرد قرار دارد، عبور می‌کند و روند نزولی جدیدی آغاز می‌شود. حجم معاملات در الگوی سقف گرد اهمیت ویژه‌ای دارد؛ افزایش حجم در مرحله صعودی و کاهش حجم در مرحله نزولی می‌تواند تأییدکننده قدرت الگوی Rounding Top باشد. معامله‌گران معمولاً پس از شکسته شدن سطح حمایتی زیر قله گرد و مشاهده کاهش حجم، وارد موقعیت‌های فروش می‌شوند تا از تغییر روند به سمت نزولی بهره‌برداری کنند. الگوی سقف گرد، به دلیل قابلیت پیش‌بینی تغییرات طولانی‌مدت در روند بازار، ابزاری مفید برای شناسایی فرصت‌های فروش و تنظیم استراتژی‌های معاملاتی است، به ویژه در بازارهای مالی با روندهای قوی و پایدار.

الگو سقف گرد در تحلیل تکنیکال - راکیمو

الگو V شکل (V Pattern)

الگوی V شکل ( الگوی V Pattern)، که به آن الگوی V نیز گفته می‌شود، یکی از الگوهای قیمتی ساده و در عین حال قدرتمند در تحلیل تکنیکال است که به خصوص در بازارهای مالی و در نقاط بازگشت شدید قیمت به کار می‌رود. الگوی V به طور معمول در انتهای روندهای نزولی یا صعودی شکل می‌گیرد و به شکل یک V بزرگ و باریک در نمودار قیمتی ظاهر می‌شود. الگوی V، پس از یک حرکت نزولی تند و سریع، قیمت به طور ناگهانی و به شدت کاهش می‌یابد و به یک نقطه قعر می‌رسد. سپس، قیمت به سرعت شروع به صعود می‌کند و به همان شدت و سرعت که افت کرده بود، به سمت بالا حرکت می‌کند تا به قله قبلی برسد.

این حرکت سریع و قوی به شکل یک V در نمودار ترسیم می‌شود و نشان‌دهنده یک بازگشت قیمتی قابل توجه است. حجم معاملات الگوی V معمولاً نقش تأییدی دارد؛ افزایش حجم در مرحله صعودی، قدرت بازگشت قیمت را تأیید می‌کند و نشان‌دهنده تغییر قوی در روند است. معامله‌گران معمولاً پس از مشاهده الگوی V و تأیید آن با حجم بالای معاملات، وارد موقعیت‌های خرید می‌شوند تا از حرکت صعودی بهره‌برداری کنند. الگوی V شکل به دلیل سادگی در شناسایی و قدرت پیش‌بینی تغییرات سریع قیمت، ابزاری ارزشمند برای تصمیم‌گیری‌های معاملاتی است و به تحلیل‌گران کمک می‌کند تا فرصت‌های سرمایه‌گذاری را به‌طور مؤثرتری شناسایی کنند.

پترن V در تحلیل تکنیکال - راکیمو

انواع الگوهای ادامه دهنده در تحلیل تکنیکال

الگوهای ادامه‌دهنده در تحلیل تکنیکال به عنوان ابزارهایی کلیدی برای شناسایی و تأیید روندهای جاری در بازارهای مالی عمل می‌کنند و نشان‌دهنده این هستند که یک روند موجود به احتمال زیاد به ادامه‌ی خود ادامه خواهد داد. الگوهای ادامه‌دهنده پس از یک حرکت قیمتی قوی، در طول یک دوره تثبیت قیمت شکل می‌گیرند و به معامله‌گران کمک می‌کنند تا پیش‌بینی کنند که حرکت قبلی به طور مداوم ادامه خواهد یافت. از جمله الگوهای ادامه‌دهنده معروف می‌توان به الگوی مثلث‌ متقارن، الگوی مثلث صعودی و الگوی مثلث نزولی، الگوی پرچم‌ ، الگوی پرچم‌ سه‌گوش و الگوی مستطیل‌ اشاره کرد. به طور خاص، الگوی مثلث‌های متقارن به معنای تجمع و فشرده شدن قیمت‌ها در یک محدوده باریک هستند و نشان‌دهنده این هستند که بازار در حال آماده‌سازی برای یک حرکت قوی در جهت روند قبلی است.

الگوی پرچم‌ و الگوی پرچم‌های سه‌گوش نیز با نوار قیمتی متمایز و تثبیت موقت، بعد از یک حرکت تند و قوی، به عنوان نشانه‌های ادامه روند قبلی شناخته می‌شوند. الگوی مستطیل‌، که به عنوان نواحی محدوده و پایداری در قیمت عمل می‌کنند، نیز نشان‌دهنده این هستند که بازار در حال استراحت قبل از ادامه حرکت قیمتی است. در هر یک از این الگوها، حجم معاملات نقش مهمی دارد و افزایش یا کاهش آن می‌تواند به تأیید صحت الگوهای ادامه‌دهنده کمک کند. به طور کلی، شناسایی صحیح الگوهای ادامه‌دهنده و استفاده از آن‌ها در ترکیب با سایر ابزارهای تحلیل تکنیکال، به معامله‌گران این امکان را می‌دهد تا با دقت بیشتری روندهای بازار را دنبال کرده و تصمیمات معاملاتی بهتری اتخاذ کنند.

الگوی مثلث متقارن (Symmetrical Triangle)

الگوی مثلث متقارن (الگوی Symmetrical Triangle) یکی از الگوهای ادامه‌دهنده مهم در تحلیل تکنیکال است که به وضوح در نمودارهای قیمتی نمایان می‌شود و به معامله‌گران کمک می‌کند تا پیش‌بینی‌های دقیقی درباره ادامه روند بازار انجام دهند. الگوی Symmetrical Triangle در نتیجه تلاقی دو خط روند همگرا، یکی با شیب صعودی و دیگری با شیب نزولی، شکل می‌گیرد که به تدریج قیمت را به سمت یک نقطه باریک و متقارن سوق می‌دهد. در واقع، الگوی مثلث متقارن به شکل یک مثلث که هر دو خط آن به سمت همدیگر متمایل می‌شوند، در نمودار ترسیم می‌شود. الگوی مثلث متقارن نشان‌دهنده یک دوره تثبیت و فشرده شدن قیمت‌ها است که به دنبال آن، قیمت به طور معمول از یکی از خطوط روند خود می‌شکند و حرکت قوی‌تری در همان جهت ادامه می‌دهد.

حجم معاملات نیز در تأیید الگوی مثلث متقارن اهمیت دارد؛ معمولاً حجم معاملات در طول شکل‌گیری مثلث کاهش می‌یابد و سپس با شکست یکی از خطوط روند، به طور قابل توجهی افزایش می‌یابد. الگوی مثلث متقارن می‌تواند به معامله‌گران سیگنال‌هایی درباره تغییرات بالقوه در جهت روند قبلی بدهد و آن‌ها را قادر سازد تا نقاط ورود و خروج مناسبی را در معاملات خود انتخاب کنند. به دلیل این ویژگی‌ها، مثلث متقارن یکی از ابزارهای تحلیل تکنیکال ارزشمند است که با کمک آن می‌توان تصمیمات بهینه‌تری در مورد آینده قیمت‌ها اتخاذ کرد و از نوسانات بازار بهره‌برداری کرد.

الگو مثلث متقارن در تحلیل تکنیکال - راکیمو

الگوی مثلث صعودی (Ascending Triangle)

الگوی مثلث صعودی (الگوی Ascending Triangle) یکی از الگوهای ادامه‌دهنده معتبر در تحلیل تکنیکال است که به ویژه در طول روندهای صعودی شکل می‌گیرد و به معامله‌گران کمک می‌کند تا تغییرات آتی قیمت را پیش‌بینی کنند. الگوی Ascending Triangle از ترکیب یک خط روند افقی در بالا و یک خط روند صعودی در پایین تشکیل می‌شود، که به تدریج قیمت را به سمت نقطه‌ای باریک‌تر هدایت می‌کند. خط روند افقی که در بالای الگوی مثلث صعودی شکل می‌گیرد، نشان‌دهنده یک سطح مقاومت ثابت است که قیمت‌ها نتوانسته‌اند به طور پایدار از آن عبور کنند، در حالی که خط روند صعودی در پایین نشان‌دهنده افزایش تدریجی فشار خرید و فشار مثبت در بازار است.

  20 نکته برای داشتن نظم و انضباط در معامله گری

هنگامی که قیمت به سمت قله‌های بالایی نزدیک می‌شود و از سطح مقاومت افقی شکسته می‌شود، الگوی مثلث صعودی تکمیل می‌شود و سیگنالی قوی برای ادامه روند صعودی بازار ارائه می‌دهد. حجم معاملات نیز نقش مهمی در تأیید الگوی مثلث صعودی دارد؛ افزایش حجم در زمان شکسته شدن خط مقاومت افقی، به تأیید قدرت الگوی مثلث صعودی و پتانسیل ادامه حرکت صعودی کمک می‌کند. الگوی مثلث صعودی به دلیل قابلیت پیش‌بینی حرکت‌های قوی در روندهای صعودی، ابزاری مؤثر برای تصمیم‌گیری‌های معاملاتی است و می‌تواند به تحلیل‌گران کمک کند تا نقاط ورود و خروج مناسبی شناسایی کنند.

الگو مثلث صعودی در تحلیل تکنیکال - راکیمو

الگوی مثلث نزولی (Descending Triangle)

الگوی مثلث نزولی (الگوی Descending Triangle) یکی از الگوهای ادامه‌دهنده و قدرتمند در تحلیل تکنیکال است که به‌ویژه در انتهای روندهای صعودی یا در طول روند نزولی شکل می‌گیرد و نشان‌دهنده احتمال ادامه روند نزولی است. الگوی Descending Triangle از ترکیب یک خط روند افقی در پایین و یک خط روند نزولی در بالا تشکیل می‌شود، که به تدریج قیمت را به سمت نقطه‌ای باریک‌تر هدایت می‌کند. خط روند افقی در پایین نشان‌دهنده یک سطح حمایت ثابت است که قیمت‌ها نتوانسته‌اند به طور پایدار از آن پایین‌تر بروند، در حالی که خط روند نزولی در بالا نشان‌دهنده فشار فروش فزاینده و ضعف تدریجی در روند صعودی است.

هنگامی که قیمت به سمت سطح حمایت افقی نزدیک می‌شود و از آن شکسته می‌شود، الگوی مثلث نزولی تکمیل می‌شود و سیگنالی قوی برای ادامه روند نزولی بازار ارائه می‌دهد. حجم معاملات نیز در تأیید این الگوی مثلث نزولی نقش کلیدی دارد؛ افزایش حجم در زمان شکسته شدن سطح حمایت افقی، تأیید کننده قدرت الگوی مثلث نزولی و احتمال ادامه حرکت نزولی است. الگوی مثلث نزولی به دلیل توانایی آن در پیش‌بینی حرکات قوی به سمت پایین، ابزار مهمی برای معامله‌گران است و می‌تواند به آن‌ها کمک کند تا نقاط ورود و خروج مناسب را شناسایی کنند و از روندهای نزولی بازار بهره‌برداری کنند.

الگو مثلث نزولی در تحلیل تکنیکال - راکیمو

الگوی پرچم (Flag)

الگوی پرچم (الگوی Flag) یکی از الگوهای ادامه‌دهنده شناخته‌شده و معتبر در تحلیل تکنیکال است که به‌ویژه در بازارهای مالی برای شناسایی ادامه روندهای قیمتی مورد استفاده قرار می‌گیرد. الگوی Flag به طور معمول پس از یک حرکت قیمتی قوی، چه صعودی و چه نزولی، شکل می‌گیرد و به نظر می‌رسد که قیمت به طور موقت در یک کانال باریک و مایل حرکت می‌کند که به شکل یک پرچم در نمودار قیمتی ظاهر می‌شود. الگوی پرچم از دو بخش اصلی تشکیل شده است: یک دستگاه پرچم و یک دستگاه میله‌ای. قسمت اول، که به عنوان میله پرچم شناخته می‌شود، نمایانگر یک حرکت قوی و تند قیمتی است که معمولاً به سمت بالا یا پایین صورت می‌گیرد.

قسمت دوم، که پرچم نامیده می‌شود، یک ناحیه تثبیت قیمتی است که در قالب یک کانال مایل یا مستطیلی شکل می‌گیرد و نشان‌دهنده فشرده شدن و تجمیع قیمت‌ها پس از حرکت قوی اولیه است. در نهایت، پس از پایان دوره تثبیت و شکسته شدن یکی از مرزهای کانال پرچم، الگو تکمیل می‌شود و پیش‌بینی ادامه روند قبلی را ارائه می‌دهد. حجم معاملات نیز در تأیید الگوی پرچم اهمیت دارد؛ معمولاً حجم در زمان تشکیل پرچم کاهش می‌یابد و با شکست مرز کانال، حجم به طور قابل توجهی افزایش می‌یابد. استفاده از الگوی پرچم به معامله‌گران این امکان را می‌دهد که نقاط ورود و خروج بهینه را شناسایی کنند و از ادامه روند قیمتی بهره‌برداری کنند، چرا که این الگو به دلیل سادگی و قابلیت پیش‌بینی دقیق، یکی از ابزارهای محبوب در تحلیل تکنیکال محسوب می‌شود.

الگو پرچم در تحلیل تکنیکال - راکیمو

الگوی پرچم سه‌گوش (Pennant)

الگوی پرچم سه‌گوش (Pennant) یکی از الگوهای ادامه‌دهنده معتبر و دقیق در تحلیل تکنیکال است که در نقاط میانی یک روند قیمتی قوی شکل می‌گیرد و نشان‌دهنده احتمال ادامه روند قبلی است. الگوی پرچم سه‌گوش به طور معمول پس از یک حرکت قوی و تند، چه صعودی و چه نزولی، ظاهر می‌شود و به شکل یک مثلث متقارن کوچک و باریک در نمودار قیمتی نمایش داده می‌شود. الگوی پرچم سه‌گوش شامل دو خط روند همگرا است که از یک حرکت قیمتی اولیه و قوی، به طور مداوم قیمت را به سمت نقطه‌ای باریک‌تر هدایت می‌کند. این حرکت قیمتی اولیه، که به عنوان میله پرچم شناخته می‌شود، معمولاً نمایانگر یک حرکت قوی و سریع به سمت بالا یا پایین است و سپس، در مرحله پرچم سه‌گوش، قیمت به شکل یک مثلث کوچک و باریک به تثبیت و فشرده‌سازی می‌پردازد. الگوی پرچم سه‌گوش معمولاً با افزایش حجم معاملات در زمان شکست از مرز مثلث تکمیل می‌شود؛

به‌طور خاص، حجم معاملات در هنگام شکستن خط مقاومت یا حمایت به طور قابل توجهی افزایش می‌یابد و این افزایش حجم به تأیید قدرت الگوی پرچم سه‌گوش کمک می‌کند. معامله‌گران معمولاً پس از مشاهده شکست به سمت بیرون از مثلث، وارد موقعیت‌های خرید یا فروش می‌شوند، بسته به اینکه روند قبلی صعودی یا نزولی بوده است. به دلیل دقت و قدرت پیش‌بینی الگوی پرچم سه‌گوش، این الگو به عنوان یک ابزار مفید در استراتژی‌های معاملاتی برای شناسایی ادامه روند و بهره‌برداری از حرکات قیمتی قدرتمند در بازارهای مالی شناخته می‌شود.

الگو پرچم سه گوش در تحلیل تکنیکال - راکیمو

الگوی مستطیل (Rectangle)

الگوی مستطیل (الگوی Rectangle) یکی از الگوهای ادامه‌دهنده شناخته‌شده در تحلیل تکنیکال است که در نتیجه تثبیت و نوسان قیمت‌ها در یک محدوده باریک و افقی شکل می‌گیرد و به معامله‌گران کمک می‌کند تا پیش‌بینی‌های دقیق‌تری درباره روند بازار انجام دهند.الگوی مستطیل به شکل یک مستطیل در نمودار قیمتی ظاهر می‌شود که به واسطه دو خط روند افقی، یکی در بالای الگوی مستطیل که نشان‌دهنده سطح مقاومت و دیگری در پایین الگوی مستطیل که نشان‌دهنده سطح حمایت است، مشخص می‌شود. در طی شکل‌گیری این الگوی مستطیل ، قیمت به طور مداوم بین این دو سطح نوسان می‌کند و در نهایت، پس از یک دوره تثبیت و فشرده شدن، احتمالاً به سمت شکست یکی از مرزهای مستطیل حرکت می‌کند.

هنگامی که قیمت از سطح مقاومت بالایی شکسته می‌شود، سیگنالی قوی برای ادامه روند صعودی است و بالعکس، شکست از سطح حمایت پایینی نشان‌دهنده احتمال ادامه روند نزولی است. حجم معاملات نقش مهمی در تأیید الگوی مستطیل دارد؛ به طور معمول، حجم معاملات در طول تشکیل مستطیل کاهش می‌یابد و با شکست یکی از مرزها، حجم به طور قابل توجهی افزایش می‌یابد. الگوی مستطیل به دلیل سادگی و وضوح در شناسایی، ابزاری ارزشمند برای تصمیم‌گیری‌های معاملاتی است و به تحلیل‌گران این امکان را می‌دهد که نقاط ورود و خروج مناسبی را در شرایط تثبیت قیمتی شناسایی کرده و از ادامه روند بهره‌برداری کنند.

الگو مثلث در تحلیل تکنیکال - راکیمو

الگوی کنج صعودی (Rising Wedge)

الگوی کنج صعودی (الگوی Rising Wedge) یکی از الگوهای تکنیکالی معتبر است که به‌ویژه در دوران‌های صعودی قیمت‌ها تشکیل می‌شود و به عنوان نشانه‌ای از ضعف تدریجی در روند صعودی و احتمال تغییر به سمت نزولی شناخته می‌شود. این الگوی Rising Wedge به صورت یک مثلث که در آن خطوط روند بالا و پایین به سمت همدیگر متمایل می‌شوند، در نمودار قیمتی شکل می‌گیرد. خطوط روند کنج صعودی به طور معمول به صورت یک کانال باریک و مایل به بالا ظاهر می‌شود، که در آن خط روند بالا دارای شیب ملایم‌تر از خط روند پایین است. این شکل‌گیری نشان‌دهنده این است که قیمت‌ها به تدریج فشرده می‌شوند و روند صعودی به طور تدریجی تضعیف می‌شود.

الگوی کنج صعودی به طور معمول زمانی کامل می‌شود که قیمت از خط حمایت پایین الگو عبور کند و با شکست این سطح، سیگنال‌های قوی برای تغییر روند به سمت نزولی صادر می‌شود. حجم معاملات نیز نقش کلیدی در تأیید این الگوی کنج صعودی دارد؛ معمولاً حجم معاملات در طول شکل‌گیری کنج صعودی کاهش می‌یابد و با شکست خط حمایت، حجم به طور قابل توجهی افزایش می‌یابد که نشان‌دهنده قدرت و اعتبار الگوی کنج صعودی است. الگوی کنج صعودی به دلیل توانایی پیش‌بینی تغییرات روند و ارائه سیگنال‌های معتبر برای تغییر جهت قیمت، ابزار مفیدی در تحلیل تکنیکال محسوب می‌شود و به معامله‌گران کمک می‌کند تا تصمیمات معاملاتی آگاهانه‌تری بگیرند و از نقاط ضعف و قوت روند بازار بهره‌برداری کنند.

الگو کنج صعودی در تحلیل تکنیکال - راکیمو

الگوی کنج نزولی (Falling Wedge)

الگوی کنج نزولی (الگوی Falling Wedge) یکی از الگوهای معتبر و مهم در تحلیل تکنیکال است که به ویژه در طول روندهای نزولی بازار و به عنوان نشانه‌ای از احتمال بازگشت صعودی شناخته می‌شود. این الگوی Falling Wedge به شکل یک مثلث باریک و مایل در نمودار قیمتی نمایش داده می‌شود که در آن خطوط روند بالا و پایین به سمت همدیگر متمایل می‌شوند، با این تفاوت که خط روند بالا دارای شیب تندتر از خط روند پایین است. در واقع، کنج نزولی در نتیجه فشرده شدن قیمت‌ها به سمت یک نقطه تشکیل می‌شود، که نشان‌دهنده کاهش تدریجی فشار فروش و ضعف در روند نزولی است. الگوی کنج نزولی معمولاً زمانی تکمیل می‌شود که قیمت از خط مقاومت بالای الگوی کنج نزولی عبور می‌کند و این شکست، سیگنالی قوی برای تغییر روند به سمت صعودی است.

  اندیکاتور حمایت و مقاومت در تریدینگ ویو

حجم معاملات نیز در تأیید این الگوی کنج نزولی نقش حیاتی دارد؛ معمولاً حجم معاملات در طول شکل‌گیری کنج نزولی کاهش می‌یابد و با شکست خط مقاومت، حجم به طور قابل توجهی افزایش می‌یابد که به تأیید اعتبار الگوی کنج نزولی کمک می‌کند. این الگوی کنج نزولی به دلیل قابلیت آن در پیش‌بینی تغییرات روند و ارائه سیگنال‌های معتبر برای خرید، ابزار مفیدی در تحلیل تکنیکال به شمار می‌آید و به معامله‌گران این امکان را می‌دهد که نقاط ورود و خروج مناسبی را شناسایی کرده و از احتمال بازگشت قیمت به روند صعودی بهره‌برداری کنند.

الگو کنج نزولی در تحلیل تکنیکال - راکیمو

انواع الگوهای غیر مستمر در تحلیل تکنیکال

الگوهای غیر مستمر در تحلیل تکنیکال به مجموعه‌ای از الگوها اطلاق می‌شود که به جای ادامه روند فعلی، نشان‌دهنده احتمال تغییر روند به سمت معکوس یا بازگشتی هستند. این الگوها به معامله‌گران کمک می‌کنند تا نقاط عطف مهم در بازار را شناسایی کنند و به پیش‌بینی تغییرات قیمتی بپردازند. مهم‌ترین ویژگی الگوهای غیر مستمر، این است که پس از شکل‌گیری، به جای ادامه روند قبلی، سیگنال‌هایی برای تغییر جهت روند به سمت بالا یا پایین ارائه می‌دهند. از جمله این الگوها می‌توان به الگوی سر و شانه، الگوی سر و شانه معکوس، الگوی دو قله، الگوی دو دره، و الگوی کف گرد اشاره کرد. الگوهای غیر مستمر معمولاً پس از یک روند صعودی یا نزولی قوی شکل می‌گیرند و به عنوان نشانه‌ای از ضعف در روند جاری عمل می‌کنند.

به عنوان مثال، الگوی سر و شانه معکوس در انتهای یک روند نزولی به ظهور می‌رسد و نشان‌دهنده بازگشت صعودی است، در حالی که الگوی دو قله در انتهای یک روند صعودی، علامتی از احتمال تغییر به روند نزولی است. حجم معاملات در این الگوها نقش مهمی در تأیید تغییر روند دارد؛ افزایش حجم در زمان شکست خطوط کلیدی الگو، می‌تواند تأییدکننده قدرت و اعتبار الگو باشد. استفاده مؤثر از الگوهای غیر مستمر به تحلیل‌گران این امکان را می‌دهد تا تصمیمات معاملاتی بهتری اتخاذ کنند و از تغییرات عمده در روند بازار بهره‌برداری کنند.

الگوی الماس (Diamond Pattern)

الگوی الماس (الگوی Diamond Pattern) یکی از الگوهای پیچیده و در عین حال قابل توجه در تحلیل تکنیکال است که به طور خاص برای شناسایی تغییرات بالقوه در روند بازار به کار می‌رود و معمولاً در انتهای یک روند صعودی یا نزولی قوی ظاهر می‌شود. الگوی الماس به شکل یک الماس یا لوزی در نمودار قیمتی شکل می‌گیرد و از ترکیب دو الگوی قیمتی مهم، یعنی الگوی کنج صعودی و الگوی کنج نزولی ، تشکیل شده است. الگوی الماس به طور معمول با یک حرکت قوی اولیه آغاز می‌شود که سپس به صورت یک نوسان تدریجی و پیچیده در قالب یک الماس با دو قله و دو دره در نمودار نمود پیدا می‌کند. در مرحله اول، قیمت به طور صعودی حرکت کرده و به سطح مقاومت می‌رسد، سپس به طور تدریجی و با نوسانات کاهشی، به سطح حمایتی کاهش می‌یابد و دوباره به سمت بالا حرکت می‌کند، که در نهایت منجر به شکل‌گیری الگوی الماس می‌شود.

هنگامی که قیمت از خطوط مقاومت یا حمایت الگوی الماس شکسته می‌شود، این شکست می‌تواند به عنوان سیگنالی قوی برای تغییر روند به شمار رود. حجم معاملات نقش مهمی در تأیید این الگوی الماس دارد؛ معمولاً حجم در طول شکل‌گیری الگو کاهش می‌یابد و با شکست خطوط کلیدی، حجم به طور قابل توجهی افزایش می‌یابد. به دلیل پیچیدگی و دقت در شناسایی الگوی الماس، معامله‌گران باید با دقت و در کنار سایر ابزارهای تحلیل تکنیکال از الگوی الماس استفاده کنند تا نقاط ورود و خروج بهینه را شناسایی کنند و از تغییرات عمده در روند بازار بهره‌برداری کنند.

الگو الماس در تحلیل تکنیکال - راکیمو

الگوی فنجان و دسته (Cup and Handle)

الگوی فنجان و دسته (الگوی Cup and Handle) یکی از الگوهای شناخته‌شده و معتبر در تحلیل تکنیکال است که به ویژه برای شناسایی ادامه روند صعودی در بازارهای مالی به کار می‌رود و به معامله‌گران کمک می‌کند تا نقاط ورود بهینه را شناسایی کنند. این الگوی فنجان و دسته به طور کلی از دو بخش اصلی تشکیل می‌شود: فنجان و دسته. بخش فنجان، که به شکل یک منحنی ملایم و گرد شبیه به فنجان است، نشان‌دهنده یک دوره اصلاح قیمتی پس از یک روند صعودی قوی است که قیمت به تدریج کاهش می‌یابد و سپس دوباره به سمت بالا حرکت می‌کند تا به شکل یک فنجان کامل شود. پس از این مرحله، بخش دسته الگو شکل می‌گیرد، که معمولاً به صورت یک ناحیه تثبیت یا نوسانات باریک در بالای فنجان ظاهر می‌شود و نشان‌دهنده مرحله‌ای از فشرده شدن و تجمیع قیمت‌ها قبل از ادامه حرکت صعودی است.

تکمیل الگوی فنجان و دسته زمانی رخ می‌دهد که قیمت از سطح مقاومت بالای دسته عبور کند و این شکست، سیگنالی قوی برای ادامه روند صعودی فراهم می‌آورد. حجم معاملات نیز در تأیید الگوی فنجان و دسته نقش کلیدی دارد؛ معمولاً حجم در هنگام شکل‌گیری دسته کاهش می‌یابد و با شکست سطح مقاومت، حجم به طور قابل توجهی افزایش می‌یابد که تأییدکننده قدرت الگو و پتانسیل حرکت صعودی است. الگوی فنجان و دسته به دلیل قابلیت پیش‌بینی دقیق تغییرات روند و سادگی در شناسایی، ابزار مفیدی برای تحلیل‌گران و معامله‌گران به شمار می‌آید و می‌تواند به آنها کمک کند تا از فرصت‌های سرمایه‌گذاری در روندهای صعودی بهره‌برداری کنند.

الگو فنجان و دسته در تحلیل تکنیکال - راکیمو

الگوی گوه‌ گسترش‌یافته (Broadening Wedge)

الگوی گوه‌ای گسترش‌یافته (الگوی Broadening Wedge) یکی از الگوهای غیرمعمول و در عین حال با اهمیت در تحلیل تکنیکال است که به ویژه در شناسایی نوسانات قیمتی و تغییرات عمده روند کمک می‌کند. این الگو به طور معمول پس از یک دوره روند صعودی یا نزولی قوی و پر نوسان شکل می‌گیرد و به شکل یک گوه وسیع و گسترش‌یافته در نمودار قیمتی ظاهر می‌شود. برخلاف سایر الگوهای گوه‌ای که خطوط روند به سمت یکدیگر متمایل می‌شوند، در الگوی گوه‌ای گسترش‌یافته، خطوط روند بالا و پایین به تدریج از یکدیگر فاصله می‌گیرند و به شکل یک گوه بزرگ و عریض در می‌آید. این الگوی گوه‌ نمایانگر یک دوره از بی‌ثباتی و افزایش نوسانات است که نشان‌دهنده ضعف در روند قبلی و احتمال تغییر شدید در قیمت‌ها است.

هنگامی که قیمت از مرز پایین الگوی گوه‌ عبور می‌کند، معمولاً سیگنالی برای ادامه روند نزولی است، و برعکس، شکست از مرز بالای الگوی گوه می‌تواند نشان‌دهنده ادامه روند صعودی باشد. حجم معاملات نیز نقش مهمی در تأیید این الگوی گوه‌ دارد؛ معمولاً حجم در طول تشکیل الگو گوه کاهش می‌یابد و با شکست خطوط کلیدی، حجم به طور قابل توجهی افزایش می‌یابد که تأییدکننده قدرت و اعتبار الگو است. الگوی گوه‌ای گسترش‌یافته به دلیل توانایی آن در پیش‌بینی تغییرات عمده و نوسانات شدید قیمتی، ابزاری مفید برای تحلیل‌گران است و می‌تواند به آن‌ها کمک کند تا فرصت‌های معاملاتی را شناسایی کرده و از نوسانات بازار بهره‌برداری کنند.

الگو گوه در تحلیل تکنیکال - راکیمو

خطوط روند (Trend Lines)

الگوهای خطوط روند (Trend Lines) یکی از ابزارهای اساسی و بنیادین در تحلیل تکنیکال هستند که برای شناسایی و پیگیری روندهای قیمتی در بازارهای مالی استفاده می‌شوند و به تحلیل‌گران و معامله‌گران کمک می‌کنند تا حرکات بازار را بهتر درک کرده و تصمیمات معاملاتی دقیق‌تری اتخاذ کنند. خطوط روند به صورت خطوط مستقیم بر روی نمودار قیمتی ترسیم می‌شوند و به دو دسته اصلی تقسیم می‌شوند: خطوط روند صعودی و خطوط روند نزولی. خط روند صعودی با اتصال نقاط پایین‌تری که به ترتیب افزایش یافته‌اند، ترسیم می‌شود و نشان‌دهنده وجود فشار خرید و استمرار روند صعودی است. برعکس، خط روند نزولی با اتصال نقاط بالاتری که به ترتیب کاهش یافته‌اند، رسم می‌شود و نشان‌دهنده فشار فروش و ادامه روند نزولی است. این خطوط به معامله‌گران کمک می‌کنند تا مناطق حمایت و مقاومت را شناسایی کنند و نقاط ورود و خروج مناسب را تعیین کنند.

قدرت و اعتبار خطوط روند به واسطه تکرار برخورد قیمت‌ها با این خطوط و طول زمان آن‌ها سنجیده می‌شود؛ هرچه تعداد برخوردها و طول عمر خطوط روند بیشتر باشد، این خطوط معتبرتر و قابل اعتمادتر خواهند بود. همچنین، شکست قیمت از خطوط روند می‌تواند به عنوان سیگنالی برای تغییر روند و فرصت‌های معاملاتی جدید تعبیر شود. به دلیل سادگی و کارایی خطوط روند در تحلیل حرکات بازار، آن‌ها ابزار حیاتی برای تحلیل‌گران تکنیکال هستند و در ترکیب با سایر ابزارهای تحلیلی، توانایی پیش‌بینی دقیق‌تر و مدیریت ریسک بهتری را برای معامله‌گران فراهم می‌آورند.

خط روند صعودی و خط روند نزولی ، راکیمو

 

 

تعداد رای : 15 ، امتیاز : 4.7

پست های مرتبط

مطالعه این پست ها رو از دست ندین!
بروکر WM-markets - 01 - راکیمو

معرفی بروکر دبلیو ام مارکتس (WM Markets)

آنچه در این پست میخوانید: معرفی کامل بروکر دبلیو ام مارکتس (WM Markets)بررسی اعتبار بروکر WM Markets در بازارهای مالیآیا…

بیشتر بخوانید
انتخاب بهترین مانیتور برای ترید - راکیمو

انتخاب بهترین مانیتور برای ترید

آنچه در این پست میخوانید: بهترین مانیتورهای ۲۰۲۵ برای ترید و تحلیل بازارچه مانیتوری برای تریدرها مناسب‌تر است؟معرفی مانیتورهای حرفه‌ای…

بیشتر بخوانید
خط بازار سرمایه - 01 - راکیمو

خط بازار سرمایه چیست و چه نقشی در سرمایه‌گذاری دارد؟

آنچه در این پست میخوانید: مفهوم خط بازار سرمایه (CML) در نظریه پرتفوی مدرنتفاوت خط بازار سرمایه (CML) و خط…

بیشتر بخوانید

نظرات

سوالات و نظراتتون رو با ما به اشتراک بذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آواتار کاربر کاربر مهمان علی ۱۹ فروردین ۱۴۰۴

به نظر من بهتر بود توی مقاله الگوهای قیمتی در تحلیل تکنیکال بیشتر درباره الگوهای قیمتی توضیح میدادین

آواتار کاربر کاربر مهمان غلامرضا نرگسی ۲۶ آبان ۱۴۰۴

من بعد از مدت‌ها تمرین فهمیدم استفاده درست از الگوهای قیمتی مثل سر و شانه چقدر می‌تونه دقت تحلیل رو بالا ببره. مخصوصاً توی تایم‌فریم‌های بالاتر عملکرد خیلی بهتری دارن

آواتار کاربر کاربر مهمان Saeed ۲۶ آبان ۱۴۰۴

واقعا الگوهای قیمتی در تشخیص breakout کمک می‌کنن. مخصوصاً الگوی مثلث که وقتی حجم معاملات هم تأیید می‌ده، احتمال موفقیت معامله خیلی زیاد میشه

آواتار کاربر کاربر مهمان حسن ۲۶ آبان ۱۴۰۴

من تازه وارد تحلیل تکنیکال شدم و الگوهای قیمتی مثل پرچم رو یاد گرفتم. با اینکه ساده هستن، ولی توی بازارهای نوسانی واقعا کاربردی‌ان

آواتار کاربر کاربر مهمان مرتضی ریزوند ۲۶ آبان ۱۴۰۴

به نظرم یکی از underrated ترین الگوهای قیمتی فنجان و دسته‌ست. هر بار این الگو رو روی نمودار دیدم، حرکت بعدش معمولاً خیلی قدرتمند بوده.

آواتار کاربر کاربر مهمان شهریار کربلایی ۲۶ آبان ۱۴۰۴

چیزی که فهمیدم اینه که الگوهای قیمتی وقتی کنار حمایت و مقاومت بررسی می‌شن، خیلی قابل‌اعتمادتر می‌شن. صرفاً شکل الگو کافی نیست

آواتار کاربر کاربر مهمان صابری ۲۶ آبان ۱۴۰۴

همیشه قبل از معامله با الگوهای قیمتی حجم رو چک می‌کنم. مخصوصاً برای شکست‌ها… بدون حجم مناسب احتمال فیک‌اوت خیلی زیاده

آواتار کاربر کاربر مهمان سیف الله ن ۲۶ آبان ۱۴۰۴

تجربه من توی بازار کریپتو اینه که الگوهای قیمتی مثل کنج خیلی عالی عمل می‌کنن. کنج نزولی تو روند صعودی تقریباً همیشه منجر به جهش قیمت میشه

آواتار کاربر کاربر مهمان بختیاری منش ۲۶ آبان ۱۴۰۴

هر وقت الگوهای قیمتی مثل دو کف تشکیل میشه، صبر می‌کنم مقاومت neckline شکسته بشه. ورود زودتر معمولاً ریسک زیادی داره

آواتار کاربر کاربر مهمان بهزاد دلداده ۲۶ آبان ۱۴۰۴

خیلی‌ها فکر می‌کنن مستطیل ساده‌ست، ولی همین الگوی قیمتی بارها کمکم کرده حرکت‌های قدرتمند بعدی بازار رو پیش‌بینی کن

آواتار کاربر کاربر مهمان نادر سلطانی ۲۶ آبان ۱۴۰۴

من همیشه الگوهای قیمتی رو با RSI ترکیب می‌کنم. وقتی الگوی بازگشتی تشکیل میشه و RSI هم واگرایی می‌ده، احتمال موفقیت معامله خیلی بالاتر میره